تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

نگفته ایم و ندانی که چیست در دل ما

    بسم الله

    شاید از وقتی تند تند نوشتنو گذاشتم کنارو همه ی حرفامو چپوندم توو این مغز بدبخت، ذهنم این جوری قفل کرد....

    شاید از وقتی تصمیم گرفتم ادای آدمای قویا رو در بیارمو اشک نریزم اینجوری شیکستم....

    شاید... شاید... شاید...

    این روزای سخت.... این روزای تلخ.... این روزای پرِ دلشوره....

    این روزا خییییلیییی سخت می گذره....

    از ٢٤ ساعت نصفشو می خوابم فقط برا اینکه از فکر و خیال خودمو نجات بدم!

    کاش می شد کل ٢٤ ساعتو بخوابم!

    اصن کاش می شد اونقدر بخوابم که وقتی بیدار می شم این روزای لعنتی تموم شده باشن!

    یه جوری همه چی ریخته بهم که خودمم نمی دونم از کجا باید شروع کنم مرتب کردنشو.....

    اصل حرف اینه که این روزا روح ندارن!

    خدایا

    حواست

    هست؟


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 12 آذر 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : شاید ,روزای ,شاید شاید ,
    نگفته ایم و ندانی که چیست در دل ما

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 4 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55472
  • تعداد مطالب :149378
  • بازدید امروز :393767
  • بازدید داخلی :26690
  • کاربران حاضر :178
  • رباتهای جستجوگر:513
  • همه حاضرین :691

تگ های برتر